خانه / آموزش / تورم (Inflation)

تورم (Inflation)

تورم از نظر علم اقتصاد اشاره به افزایش سطح عمومی تولید پول، در آمدهای پولی و یا قیمت است. تورم عموماً به معنی افزایش غیرمتناسب سطح عمومی قیمت در نظر گرفته می‌شود. تورم، روند فزاینده و نامنظم افزایش قیمت‌ها در اقتصاد است.

انواع تورم 

۱.شاخص بهای مصرف‌کننده (Consumer Price Index):
که به اختصار به ان CPI نیز گفته می شود. و افزایش سطح عمومی قیمت هاست که بر مصرف کننده تحمیل می شود و تغییرات شاخص بهای مصرف‌کننده بصورت درصد در زمان (ماهیانه یا سالیانه) توسط سازمان امار هر کشور انتشار پیدا می کند. و به دو قسمت تقسیم می شود که عبارتند از

الف) شاخص بهای مصرف‌کننده (CPI):
که به مجموعه تغییرات قیمتی کالا و خدمات در طول یک ماه یا یکسال گفته می شود. (در ایران ۳۱۰ قلم کالا‌ی مصرفی در لیست سازمان امار است)

ب) شاخص خالص بهای مصرف‌کننده(Core CPI):
همان شاخص بهای مصرف‌کننده است که فقط قیمت های مواد غذایی و انرژی به خاطر نوسانات زیاد در ان دیده نمی شود.

۲.شاخص بهای تولیدکننده(Producer Price Index):
که به اختصار به ان PPI نیز گفته می شود. هدف از محاسبه شاخص بهای تولید کننده، اندازه‌گیری تغییرات قیمت‌هایی است که تولیدکنندگان در ازای فروش کالاها و خدمات خود دریافت می‌کنند. به عبارت دیگر می‌توان عنوان کرد که این شاخص، قیمت کالاها در کارخانه و مبداء تولید را در نظر می‌گیرد.
تغییرات شاخص بهای تولیدکننده بصورت درصد در زمان (ماهیانه یا سالیانه) توسط سازمان امار هر کشور انتشار پیدا می کند و به دو قسمت تقسیم می شود  PPI و Core PPI

شاخص بهای تولیدکننده به عنوان شاخص پیش نگر برای شاخص بهای مصرف کننده محسوب می شود. بدین معنی که، هر افزایش یا کاهش قیمت در شاخص بهای تولیدکننده با یک وقفه زمانی در شاخص بهای مصرف‌کننده نیز مشاهده خواهد شد.

دلایل افزایش یا کاهش تورم 

۱. کاهش عرضه کل یا افزایش تقاضای کل
۲. عرضه پولِ مازاد بر رشد اقتصادی را عمده‌ترین دلیل ایجاد تورم است. به عبارت دیگر، تورم، تناسب نداشتن حجم پول در گردش با عرضه خدمات و کالاهاست. تقریبا تمام اقتصاددان‌ها بر این نکته متفق‌ القولند که تورم پایدار و دراز مدت، ریشه‌ای جز عرضه پول و افزایش نقدینگی ندارد. هر چه میزان تورم بیشتر شود، قدرت خرید یک واحد پول کمتر می‌شود.
۳. نبود تعادل میان درآمدها و هزینه‌های دولت است. به این ترتیب که وقتی هزینه‌های دولت از درآمدهای آن در بودجه سالانه بیشتر باشد، دولت با کسری بودجه مواجه می‌شود. و دولت برای حل مشکل کسری بودجه اقدام به انتشار اوراق قرضه می کند.
۴. یکی دیگر از علل افزایش نرخ تورم، انتظارات تورمی است. به این معنی که اگر مردم براساس تجربیات گذشته خود یا بر مبنای مشاهدات بازار پیش‌بینی کنند که در آینده نزدیک قیمت‌ها روبه افزایش خواهد بود، میزان هزینه و خرید‌های خود را افزایش می‌دهند. از طرف دیگر تولید‌کنندگان و فروشندگان از فروش و عرضه کالاهای خود به امید افزایش قیمت در آینده خودداری می‌کنند، بدیهی است در این صورت با این سیاست، عرضه و تقاضا اثر مستقیم بر قیمت‌ها خواهد داشت و موجب افزایش تورم می‌گردد.

پیامدهای تورم

تورم از جمله پدیده‌هایی است که می‌تواند آثار و تبعاتی مثبت و منفی به دنبال داشته باشد و مهمترین اثر آن توزیعی است به نحوی که به نفع گروه‌های پردرآمد و به ضرر گروه‌های فقیر و کم‌درآمد و حقوق‌بگیر است. به عبارت دیگر تورم به افراد دارای درآمدهای پولی ثابت، ضرر می‌زند و از قدرت خرید آنان می‌کاهد و در مقابل، به نفع اغلب کسانی تمام می‌شود که درآمدهای پولی متغیر دارند.
گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس تصریح می‌کند: تورم همچنین هزینه‌های عمومی دولت را افزایش داده و در نتیجه دولت را مجبور به کسب درآمد بیش‌تر یا استقراض از بانک مرکزی می‌کند که در هر دو حالت ضربات جبران ناپذیری را به اقتصاد کشور وارد می‌کند.

راه کارهای  کنترل یا افزایش تورم 

۱.سیاست های پولی:
بانک مرکزی و دولت می توانند با افزایش یا کاهش در عرضه پول تورم را افزایش یا کاهش دهند.

۲.سیاست های مالی:
دولت می تواند با کنترل بودجه بصورت کسری یا مازاد، تورم را افزایش یا کاهش دهد.

۳.کنترل قیمت ها:
ساده‌ترین روش کنترل تورم یعنی کنترل دستوری نرخ فروش است، این روش نقطهٔ مقابل روش نرخ‌ گذاری محصولات در بازار رقابتی است. در روش بازار رقابتی تولیدکنندگان با توجه به رقابتی بودن و همچنین توان و قدرت خرید مردم عمل می‌کنند و در روش تثبیت دستوری قیمت‌ها یکی از اصلی ترین سیاست‌های دولت برای کنترل نرخ تورم، نظارت دقیق بر روی نرخ کالاهای اساسی بوده است از این رو تغییر نرخ اقلام مختلف مستلزم عبور از فیلترهای دولت است.

از دهه ۱۹۷۰ به بعد و اشتباهی که بانک مرکزی امریکا در نوع دیدگاه خود نسبت به تورم پیدا کرد که فقط سیاست های پولی است که می تواند باعث افزایش یا کاهش تورم گردد. بعدها این نظریه توسط عموم اقتصاددانان نیز مورد قبول واقع شد. پس هر کشوری تمایل به افزایش یا کاهش تورم دارد باید سیاست های پولی خود را اصلاح کند. و عرضه و تقاضا نقش چندانی در کاهش یا افزایش تورم ندارد.

پاسخ دهید