خانه / آموزش / ساختار کلی اقتصاد یک کشور

ساختار کلی اقتصاد یک کشور

اقتصاد هر كشور از دو بخش اصلی تشکیل می شود: بخش حقیقی اقتصاد و بخش مالی اقتصاد(بازارهای مالی).

بخش واقعی یا حقیقی اقتصاد شامل بخشهای صنعت و بازرگانی و كشاورزی و خدمات است. البته در اقتصادهای تک محصولی معمولا یک بخش هم به بخشهای اقتصادی اضافه می کنند تا بتوان اهمیت آن بخش را به درستی تصویر و تحلیل کرد. مثلا در اقتصادهای وابسته به نفت از جمله ایران، یک بخش هم تحت عنوان “بخش نفت” به بخشهای اقتصادی اضافه می شود.

اما بخش مالی يك اقتصاد شامل بازار پول( يعنی بانكها، موسسات اعتباری) و بازار سرمايه( بورس اوراق بهادار، شركتهای سرمايه گذاری، شركتهای بيمه، صندوق هاي بازنشستگی) می باشد.

در تشبیه، بخش مالی و بخش واقعی(حقیقی) اقتصاد را مانند دو بال یک پرنده قلمداد می کنند که بدون داشتن هریک از آنها، امکان رشد و توسعه اقتصادی متصور نیست.

وظیفه بخش مالی اقتصاد، “تامین مالی” بخش واقعی اقتصاد است. بعبارت دیگر، بخش مالی در اقتصاد هر کشوری این نقش و وظیفه را دارد که منابع مالی لازم برای ایجاد پروژها و ظرفیتهای اقتصادی و نیز منابع پولی لازم برای سرمایه درگردش واحدهای تولیدی و اقتصادی موجود را تامین نماید.

اندازه بخش مالی در اقتصاد هر کشوری نسبت به اندازه بخش واقعی اقتصاد از اهمیت برخوردار است. زیرا کوچک بودن بخش مالی نسبت به بخش حقیقی این عارضه را در پی خواهد داشت که تمامی نیازهای بخش واقعی اقتصاد پاسخ داده نمی شود و موجب خالی ماندن ظرفیتهای اقتصادی، کاهش رشد اقتصادی، افزایش هزینه تامین مالی، سهمیه بندی منابع مالی و پولی و نیز موجب تشدید فساد مالی می شود. در چنین اقتصادهایی، کسری منابع مالی مورد نیاز بخش واقعی اقتصاد را از طریق سرمایه گذاری خارجی تامین مالی می نمایند.

در اقتصاد ایران، بخش مالی اقتصاد از بخش واقعی کوچکتر بوده و دسترسی به منابع مالی بسیار دشوار و با هزینه های بالا همراه است. از سوی دیگر، مشکلات مربوط به سرمایه گذاری خارجی، موجب گردیده است که اقتصاد کشور نتواند منابع مورد نیاز خود را از خارج از کشور تهیه و تامین نماید. به همین علت، اقتصاد ایران دارای ظرفیتهای خالی قابل توجهی است.

بخش مالی هر کشور از “بازار پول” و “بازار سرمايه” تشكيل شده است و همانگونه كه قبلا نيز اشاره شد بخش حقيقي اقتصاد براي ايجاد ظرفيتهای جديد اقتصادي نيازمند منابع مالي بلندمدت و براي تامين سرمايه درگردش واحدهای اقتصادی موجود نيازمند منابع مالي كوتاه مدت است. وظيفه و نقش اصلي بازار سرمايه همانا “تامين مالي بلندمدت” و وظيفه و نقش اساسي بازار پول “تامين مالي كوتاه مدت” است.

در ايران اندازه بازار پول بسيار بزرگتر از بازار سرمايه است(حدودا نسبت ۸۰% به %۲۰). به همين دليل بازار سرمايه توانايي تامين مالی طرحهای توسعه اي را كه نيازمند منابع مالی بلند مدت است را ندارد.
به بخش مالی در كشورهايی كه بازار پول از بازار سرمايه بزرگتر باشد Bank- Based  و در حالت عكس Securities-Based  گفته مي شود. از اينرو بخش مالی اقتصاد ايران مبتنی بر بانك يا Bank-Based است.

و اما یکی از مشکلات جهان امروز این است که بازارهای مالی روز به زوز بزرگتر می شوند در حالی که بخش حقیقی اقتصاد جهان کوچکتر می شوند یعنی انسانها به نوعی ترجیح می دهند راحتر کسب درامد نمایند. که دو شاخص اقتصادی که این مساله را تایید می نمایند عبارتند از

تولید ناخالص حقیقی جهان

همانگونه که در چارت فوق مشاهده می شود کل تولید ناخالص حقیقی کشورهای جهان در سالهای اخیر حالت نزولی داشته است در حالی که کل تولید ناخالص ملی کشورهای جهان در سالهای اخیر روند صعودی داشته است.

شاخص بالتیک

نمودار فوق که مربوط به شاخص بالتیک (به انگلیسی: Baltic Dry Index و به اختصار: BDI) می باشد که نرخ انتقال محموله‌های فله خشک (عمدتاً مواد خام صنعتی) به وسیله کشتی‌های باربری را نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، میزان تقاضای ظرفیت حمل و نقل به وسیله کشتی را در مقابل عرضه کشتی‌های باربری محموله‌های خشک اندازه‌گیری می‌کند. و شاخص مهمی در سنجش فعالیتهای حقیقی اقتصاد جهان به شمار می رود و عدد کنونی شاخص بالتیک ۹۲۵ می باشد که حاکی از ان است که اقتصاد حقیقی جهان از وضعیت خوبی بر خودار نیست در حالی که عدد شاخص بالتیک در سال ۲۰۰۸ بالای ۱۱۰۰۰ بود.

یکی از برنامه‌های اقتصادی دونالد ترامپ این است که بخش حقیقی اقتصاد امریکا را فعال نماید و برای همین است که از همه شرکتهای صنعتی می خواهد که در امریکا کارخانه ایجاد نمایند و گرنه با مالیات سنگین فروش مواجه خواهند شد. و از ۲۰ ژانویه چالش جدیدی بین ترامپ و شرکتهای صنعتی شروع خواهد شد.

 

پاسخ دهید